Foodforfox Home

foodforfox

Gallery

کاربر گرامی این بخش حاوی تعدادی از معروف ترین جن زدگی های تاریخ است

جن گیری تلاش برای اخراج جن، شیطان یا ارواح شرور از شخص یا محلی است که باور دارند مورد تسخیر قرار گرفته‌است. کسی که جن‌گیری را انجام می‌دهد، جن‌گیر خوانده می‌شود و غالباً شخصی روحانی است که توسط کلیسا این تعلیمات، تواناییها و قدرت‌ها را فرا گرفته‌است. کلیسای کاتولیک و پاپ بندیکت شانزدهم از این موضوع حمایت می‌کنند و تحت رهبری پدر گابریل آمرث اقدام به تأسیس انجمن بین‌المللی جن‌گیران نموده‌است. جن‌گیری و اساساً حلول شیطان در جسم آدم در کلیسای کاتولیک مفهومی پذیرفته‌شده‌است.

غذا برای روباه (به انگلیسی:foodforfox) وب گاه ترسناک ایرانی است که به مسائل ماورا الطبیعه،عجیب و ترسناک جهان می پردازد همگی ما در زندگی به نوعی با ترس دست و پنجه نرم می کنیم. ترس از ارتفاع، ترس از حیوانات، حشرات، ترس از تاریکی، ترس از تنهایی و در نهایت ترس از شکست. ترس، دشمن شماره یک موفقیت است. اگرچه ترس ما را از خطر آگاه می کند اما گاهاً بیش از یک زنگ خطر عمل می کند و ما را از عکس العمل به موقع و همچنین انجام کار هایی که می تواند منجر به موفقیت، هیجان و لذت در زندگی شود باز می دارد. اگر از این وضعیت خسته شده اید و قصد دارید با تمام قوا به جنگ ترس های خود بروید، این سایت را دنبال کنید.

Foodforfox

Last Post

https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/غاری 45000 ساله با نقاشی هایی عجیب از موجودات نیمه انسانی کشف شد!_foodforfox_2020-04-08-02-38_46.png
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/غاری 45000 ساله با نقاشی هایی عجیب از موجودات نیمه انسانی کشف شد!_foodforfox_2020-04-08-02-38_46.png

Soorousha

2020-04-08 02:55:04
1

3

13
  • غاری 45000 ساله با نقاشی هایی عجیب از موجودات نیمه انسانی

    غاری 45000 ساله با نقاشی هایی عجیب از موجودات نیمه انسانی کشف شد!   چندی پیش یک نمونه عالی و رازآلود از هنرهای غاری در کشور اندونزی یافت شد و غوغای بزرگی به پا کرد. ما انسان‌...

    1-38786

READ MORE

NEW
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/یبیب_foodforfox_2020-04-07-22-55_32.jpeg
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/یبیب_foodforfox_2020-04-07-22-55_32.jpeg

evil

2020-04-07 22:56:34
0

3

9
  • داستان ترسناک خوابگاه

    بعد از صحبتهای من و نگار چند ساعتی رو توی فکر بودم که مریم با لبخندی وارد اتاق شد و بعد از حال و احوال پرسی بهم گفت قراره یکی دو روزه اتاقمون عوض بشه من با تعجب بهش گفتم چرا مریم در...

    1-38785

READ MORE

NEW
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/fgh_foodforfox_2020-04-07-20-41_20.jpeg
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/fgh_foodforfox_2020-04-07-20-41_20.jpeg

evil

2020-04-07 20:42:40
0

4

11
  • داستان ترسناک دوری پدر

    بعد از کلی خوندن داستانای بچه ها منم بلاخره تصمیم گرفتم خاطراتمو بگم. اول از هر چیزی باید بگم داستان من کاملا واقعی هست و لطفا نیاین بنویسین قوه ی خیالپردازیت خوبه و این حرفا. ...

    1-38784

READ MORE

NEW
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2018-09-15 21:30:53
0

22

2500
  • کتاب اد و لورن وارن/کتاب demonologist

    کتاب اد و لورن وارن/کتاب demonologist
    نویسنده : Graymalkin Media سال : 2013 زبان : انگلیسی تعداد صفحه : 320 قالب فایل : PDF حجم: 1.14 MB رمز فایل: www.foodforfox.ir قیمت: 5000 تومان

    توجه

    پس از خرید بر روی تکمیل فرآیند کلیک فرمایید و در صورت موفق نشدن در دانلود فایل با ما تماس حاصل نمائید

     

    1-15851

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2017/09/1280px-Pietro_Pajetta_-_Der_Hass_-_1896.jpeg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2017/09/1280px-Pietro_Pajetta_-_Der_Hass_-_1896.jpeg

fox

2018-03-01 02:07:35
0

22

2500
  • نکروفیلیا

    نکروفیلیا
      مُرده‌خواهی یا مرده‌بازی یا مرده‌بارگی یا نکروفیلیا نام نوعی عمل غیرمتعارف جنسی است که در آن ارضای میل جنسی از طریق تماس جنسی با جسد مردگان حاصل می‌شود گفتنی است این عمل سابقه‌ای طولانی در طول تاریخ دارد و ریشه آن به هزاران سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد. الف: قتل افراد زنده و تماس جنسی پس از مرگ که مرده‌بازی سادیستی است. ب: مرده‌بازی حقیقی یا مطلق: در این نوع از مرده بازی منحرفین اجساد مردگان را از گورستان‌ها یا سالن‌های تشریحی یا محلی که جسد در آن به ودیعت سپرده شده ربوده و با آن عمل جنسی انجام می‌دهند. از یک مرده‌شوی ایتالیایی نام می‌برند که با بیش از ۱۰۰ جسد زن نزدیکی کرده بود. این مجرمین اغلب بیمار روانی هستند و دارای شخصیت‌های نامتعادل می‌باشند.

    فرانسوا برتران : جانی مرده خوار

    در سال 1848 وحشتی فوق العاده مردم فرانسه را فرا گرفت . زیرا اطلاع یافتند که تعداد زیادی قبر زنان و دختران جوان را در گورستان شکافته و پس از تجاوز ، شکمهای آنها را دریده و روده هایشان را بیرون ریخته و مقداری از گوشت آنان را خورده اند . دو سال این حوادث تکرار شد تا اینکه فرانسوا برتران ستوان ارتش فرانسه 24 ساله دستگیر شد و به همه جنایتهای خود اعتراف کرد .

    چهره روانشناختی :

    برتران از آغاز جوانی پیوسته دستخوش توهم بود هر وقت تنها می شد ، زنان و دختران زیبا را برهنه جلو خود تصور می کرد . در همان ایام او به قدری خجالتی بود که جرات نمی کرد که به سوی زنی نگاه کند ، اما این جوان خجالتی از رنج دادن دیگران لذت می برد و غالبا گربه ها و گنجشک ها را می گرفت  و شکم آنها را با ناخن خود پاره می کرد و روده هایشان را بیرون می آورد و میخورد . در اعترافات خود نوشته است :  وسوسه های من شدت گرفت و رغبت عجیبی داشتم که قبر زنان را بشکافم و ببینم این زنان زیبا در قبر چه صورتی دارند یک شب قبری را شکافتم ، شکم مرده را با چنگال خود پاره کردم و روده هایش را در آوردم . این امر بعد ها برایم عادت شده بود پس از شکافتن قبر ها ، به ناموس مرده ها تجاوز می کردم و قلب آنها را بیرون آورده ، گاز می زدم . با وجود این جنایت ها ، دادگاه ماده قانونی را که بتواند جنایت ها برتران را با آن تطبیق دهد ، پیدا نکرد و فقط ماده 390 قانون مدنی فرانسه با جرم او منطبق می شد ، به موجب این ماده ، هر کس رفتاری منافی احترام نسبت به مرده ای مرتکب می شد ، مجازات او یک سال زندان بود بنابر این ستوان برتران به جرم شکافتن 500 قبر و تجاوز به 500 مرده و شکافتن شکم آنها فقط به یک سال زندان محکوم گردید . پدرش از غصه دق کرد و ارث هنگفتی به او رسید . او پس از آزادی از زندان زنی گرفت و چند فرزند پیدا کرد و باقی عمر را با خوشی و آرامش گذرانید . دیگر در فکر زنان مرده نبود برای آنکه به زن زنده ای دسترسی پیدا کرده بود .

    نمونه دوم:

    مراجع  جوانی سی و پنجساله ساله بوده که به عنوان کارمند خدماتی در یک بیمارستان شلوغ سالها مشغول به کار بود. وظیفه نقل وانتقال اجساد فوت شدگان را به سردخانه را بر عهده داشت . می گفت از همان ابتدا کنجکاوی عجیبی راجع به مرده ها داشتم. احساسی که هیچ وقت راجع به زنان دور و برم نداشته ام. نیرویی عجیب مرا به سمت آنان می کشاند. ترکیبی از شهوت و راز. تماس جنسی با آنها چنان هیجانی به من می داد که هیچ چیز دیگر در دنیا نمی توانست آن را ایجاد کند. چون کلید سردخانه دست من بود و از قضا همه کارکنان از سردخانه وحشت داشتند جای امنی داشتم و نگران لو رفتن نبودم. گاهی مریضهای خاصی که مردنی بودند را شناسائی می کردم حتی اگر شیفتم نبود با اصرار جای کارکنان دیگر را می گرفتم تا جنازه از دستم نرود ترکیب سردی جنازه با گرمی بدنم باعث تحریک شدیدم می شدبا خشم و عصبانیت با آنها رفتار می کردم  احساس توانمندی و قدرت زیادی پس از کارم با آنها می کردم مرده ها ساکتند و حرف نمی زنند و این مرا به شوق می آورد یافته تشخیصی : فرزند سوم یک خانواده شش نفری بوده است . از طرف دو برادر بزرگنر مدام تحقیر می شده و تجربیات ناخوشایندی از مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتن در کودکی و نوجوانی توسط پسران فامیل و همسایه ها داشته است. خشم وی نسبت به جنازه ها انعکاس خشمی کهنه است که ریشه در تجربیات قدیمی وی دارد. انتخاب مرده ها به عنوان شریک جنسی می تواند میل ناخودآگاه به مردن اطرافیان و کسانی باشد که به وی آسیب زده اند. عمل جنسی با مردگان سمبل انتقام و همچنین شیوه ای برای تخلیه هیجانات دردناک باقی مانده از کودکیش تفسیر می گردد.

    [aparat id="9wYsP" width="400"]

        منابع قابل استناد: ویکی پدیا

    1-6632

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/12/۲۰۱۹۱۲۳۰_۱۶۵۲۱۹.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/12/۲۰۱۹۱۲۳۰_۱۶۵۲۱۹.jpg

2019-06-23 12:10:55
4

23

2521
  • داستان ترسناک بچه جن

    داستان ترسناک بچه جن horror6: راستش این داستانی که می‌خوام واستون تعریف کنم واقعی هست و واسه خودم اتفاق افتاده . من الان تقریبا ۳۸ سالمه سال ۸۳ یعنی حدودا ۱۵ سال پیش من توی یکی از شه...

    1-25355

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2018-10-18 22:33:11
0

22

2504
  • فیلم ترسناک Marrowbone 2017

    فیلم ترسناک Marrowbone 2017   ژانر : درام/ ترسناک/ هیجان انگیز زمان : 110 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : اسپانیا کارگردان : Sergio G. Sánchez ستارگان : George MacKay, Anya Taylor-Joy, Charlie Heaton , خلا...

    1-18175

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2018-08-22 19:06:19
0

22

2500
  • عضویت در انجمن روباه

    انجمن روباه

    شما می توانید با ورود به انجمن روباه جز نویسندگان این وبگاه شوید و مطالب خود را در آن منتشر نمایید برای این کار در سایت ثبت نام فرمایید و پس از مطالعه خط مشی وبگاه ، شما به عنوان نویسنده می توانید مطالب مورد نظر خود را برای بازبینی ارسال کنید که پس از بررسی و مطابقت با خط مشی ذکر شده در وبگاه ثبت و منتشر خواهد شد.

    خط مشی

    خط مشی غذا برای روباه "بررسی اتفاقات عجیب و ترسناک جهان" است بنابراین تمامی مطالب منتشر شده بایستی در چهار چوب این خط مشی قرار گیرد مطالب قابل انتشار مطالبی هستند که دارای محتوا خوانا و به دور از الفاظ غیر معمول و رکیک باشند و به رخداد های سیاسی و جنسی دامن نزند و محتوا کپی گرفته و تکراری نداشته باشد.

    [maxbutton id="3"]         [maxbutton id="2"]

    1-14190

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2019-07-20 19:20:41
7

22

2551
  • زمان مرگ شیطان

    زمان مرگ شیطان شیطان ، دشمن ابدی انسان و کسی که به عزت خداوند قسم یاد کرد که همه ی انسان ها را جز یک گروه خاص از راه به در کند ، سوالات بسیاری را در ذهن ما ایجاد کرده است. شیطان ، نا...

    1-26562

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2019-08-02 13:53:19
0

22

2500
  • داستان ترسناک مزاحم ابدی

    داستان ترسناک مزاحم ابدی
    horror6: من میخوام یه چیزایی رو بنویسم که هر روز تا سر حد مرگ منو میترسونه و نمیتونم جلوشو بگیرم الان ۲۲سالمه و همه چی از هیجده یا نوزده سالگیم شروع شد اون زمون داییم یه سایپا داشت که همیشه وقتی میخواست بره بار بیاره از شهرستان منم میبرد یه بار که رفته بودیم شهرستان (خودمون اهل ارومیه آ.غ هستیم و رفته بودیم مهاباد ) کسایی که میشناسن میدونن شب دیر وقت بود اومدنی تو راه یه تصادف شده بود و تا ما رسیدیم جلومونو گرفتن و یه آدم پر از خون رو که مرده بود گزاشتن پشت ماشین رو جعبه ها و گفتن زود ببرین بیمارستان من یکم ترسیده بودم. نمیگم شجاع هستم نه ولی خیلی ترسو هم نیستم بر اساس غریزه از چیزای ترسناک میترسم بگزریم داشتیم میومدیم که من هی عقب ماشینو نگاه میکردم و به اون مرده نگاه میکردم داییم گفت نگاه نکن بهش منم از پنجره سمت راست بیرونو نگاه میکردم که سر کوه یه زنی رو دیدم که دستش عصا بود و راه میومد رو کوه ها ولی سرعتش با سرعت ماشین یکی بود که یهو غیب شد من ترسیده بودم داییم صدام کردو گفت چرا رنگت پریده منم گفتم هیچی یکم از خون میترسم بهم آب داد یکم بهم آب داد یکم زدم به صورتمو پنجره رو یکم باز کردم رسیدیم شهر و بردیم بیمارستانو داییمو نگه داشتن و زنگ زدن پدرم اومد دنبال من و منو برد خونه تا یه هفته من خسته بودم و دائم خوابم میومد مثل اینکه از شب از استخردر میای و خسته میخوابی ها اون مدلی صبح ها نمیتونستم از خواب بیدار شم همش حوصله نداشتم و بیشتر دوست داشتم تو جای ساکت باشم من هر روز یا یه روز در میون میرفتم حموم ولی یه هفته بود که حموم نرفته بودم خلاصه همینجور ادامه داشت که شب وقتی خواب بودم تو خواب بیدار شدم من به سینه میخوابم یعنی رو به زمین بیدار شدم و نتونستم تکون بخورم یه نفر اسمو صدا زد و با انگشت هایی که ناخن های درازی داشت از سرم شروع کرد به زدن ناخنشو میزد بهم بر میداشت یه سانت میومد پایین میزاشت رو بدنم بر میداشت و با هر بار که ناخنش بهم میخورد میگفت پاشو تا اینکه رسید به پاهام و زود زود ناخنشو میزد و زود زود میگفت پاشو تا اینکه رسید به نوک انگشتم من دیگه از ترس کم مونده بود بمیرم که تموم شد و یه خنده زشت که انگار یه نفر تو مغزم میخندید زد و من تونستم کم کم اندام هامو حرکت بدم اول سرمو بعد دستامو و همینجور از بالا تا پا...از بالا تا پایین آخرشم پاهام درست همون مدلی که اون موجود بهم دست زده بود راستش من گذاشتم پای اینکه چون اون یه هفته قبل اون روح رو دیدم تو کوه از اون ترسیدم و این فقط یه توهمه و به کسی چیزی نگفتم تا یه ماه همه چی خوب بود فقط هر از گاهی یه تیکه از بدنم سیاه میشد. تا اینکه سر یه ماه من مریض شدم نمیتونستم غذا بخورمو به شدت مریض شده بودم که داییم اومد خونه ما و تا منو دید به مادرم گفت که اون شب از اون مرده ترسیدمو باید ببرنم پیش یه دعا نویس که از بدنم در بیاره مادرمم به شدت به اینچیزا معتقده اهل جادو اینا نیستا ولی معتقده که دعا درست میکنه طلسم اینارو دو روز بعدش منو بردن به یه روستا که یکی از آشناهامون آدرس داده بودن که اون آدم اونجا نبود و ظاهرا رفته بود جایی که قرار شد بریمو فرداش بیایم فرداش بعد از ظهر رفتیم که بازم نبود و گفتن که تازه رفت بیرون خلاصه ما سه بار دیگه هم رفتیم که هر دفعه اون آدم اونجا نبود حتی چند بار به همسایه ها گفتیم که وقتی اومد بهمون زنگ بزنن ولی بعد اینکه زنگ میزدنو ما میرفتیم طرف میرفت دیگه مادرم گفت یه نفر دیگه رو باید پیدا کنیم و گشتن دنبال یه نفر دیگه و من در طول و من در طول این مدت رنگم زرد شده بود و وزنم بیشتر از سی چهل کیلو نمیشد تا اینکه یه نفر پیدا کردن که منو بردن پیش اون یه آقای پیری بود که سید بود و کلاه حاجی های که میرن مکه از اونا ولی رنگ سبزشو گذاشته بود که یه بهش گفتن موضوع رو و بعم گفت شلوارتو تا رونت بکش بالا بلوزتم تا بازوهات تموم که شدم اومد رو صندلی کنار من نشست و یه میله از جیبش در آووردو زود زد به وسط زانوهام و آرنجم و وسط سرم که من داد کشیدم از ترس راستش یه تیکه میله بود که نوکشم تیز نبود . ولی وقتی بهم میخورد تا ته بدنم انگار سوزن فرو میکردن خلاصه تموم شد و دو روز بعدش حال من خوب شد و تونستم غذا بخورم یه هفته گذشت که شب که خواب بودم انگار تو خواب و بیداری بودم که یه نفر پتو رو از روم کشید من تو حال تنها میخوابم زود بلند شدم که دیدم کسی نیست و پتو رو یه نفر انگار از زیر مبل کشیده چون یکم از پتو رفته بود زیر مبل و جمع شده بود خلاصه دو ساعتی نتونستم بخوابم هر شب این اتفاق ادامه داشت که تصمیم گرفتم به مادرم بگم صبح بهش گفتم و مادرمم چون روی من خیلی حساسه زودی منو برد پیش روانشناس و روانشناسم یه مدت قرص هایی میداد که روانشناسم یه قرص هایی میداد که وقتی میخوابیدم دیگه به زور بیدار میشدم که من دیگه اون قرص هارو انداختم یه شب که خواب بودم توی خواب یه آدمی که صورتش معلوم نبودو دیدم... معلوم نبود دیدم که از حیاط خونه اومد تو بهم گفت من بهت پناه آووردم عوض اینکه کمکم کنی داری ازم فرار میکنی ؟؟؟ منم رو تخت بودمو از ترس تو خواب هم نمیتونستم حرف بزنم تا اینکه رفت و منم بیدار نشدمو خوابیدم هر شب خوابهای ترسناک و بی معنی میدیدم آخرشم میدیدم از یه جای بلند میندازنم پایین که از خواب میترسیدمو یهو بیدار میشدم بعد یک هفته بازم شب بدنم قفل شد و یه چیزی بهم نزدیک میشد که اسممو صدا کردو ناخنشو زو به سرم و گفت پاشو و فهمیدم که بازم قراره ماجرای دو ماه پیش تکرار بشه خلاصه مثل دفعه قبل بود و گذشت صبحش به مامانم هر چی که شده بودو از اول تا آخر گفتم هر چیزی رو مادرم و مادربزرگم دست به کار شده بودن شبها نمیزاشتن تنها بخوابم ولی هر شب اون میومد و شروع میکرد که شاید ده دقیقه طول میکشید ولی برا من یه سال میگذشت خلاصه از شهرستان یه زن پیدا کردن که منو بردن پیشش زنه خوبی بود و خیلی هم زیبا اصلا تو خونشم مثل اون دعا نویسا و جادوگرا نبود یه خونه مدرن داشت که خیلی هم اخلاق خوبی داشت نشستیمو گفت که همه چیو موبه مو بهم توضیح بده و من شروع کردم به توضیح که اومد بالا سرم دستشو کشید به یک طرف صورتم صورتم و یه چزی به زبان عربی گفت بعدش دستشو کشید به گردنم و یه چیز عربی دیگه بعدش دستم و بدنم تا روی پام که هر دفعه یه حرف عربی میزد عین اون موجود که از بالا شروع میکرد به اذیت کردنم اون زن هم از بالا شروع کرد ولی اذیت نبود یه حس حال خوبی داشت که نمیخواستم تموم شه انگار داشتم یه چیز بدو از خودم میروندم بعدش دوتا دعا با پر کلاغ و خون نوشت و داد به مادرم گفت وصل کن به بالشش و بهم گفت که من تا همینجا میتونستم کمکت کنم ولی همه چیز درست نمیشه من نفهمیدم منظورش چیه خلاصه خدافظی کردیمو برگشتیم و مادرم اون دعا رو وصل کرد به بالشم و من راحت شدم ولی هر بار که جایی میموندم که شبو نمیتونستم رو بالش خودم بخوابم اون موجود میومد سراغم من دیگه کلا جوری شده بودم که بجز خونه خودمون شبو هیچ جای دیگه ای نمیموندم حتی اگه ضروری بود گذشت این اتفاقات تا پارسال که دو سه بار خونه دوستام اینا خوابیدمو هیچی نشد. به مادرم گفتم و دعا رو از بالش جدا کردم مادرم چند بار گفت که مهدی بزار بمونه ضرری نداره که ولی من گفتم نه دیگه همه چی درست شده و دعا رو تو آب روان انداختم یه هفته نشده اون موجود اومد سراغم و باز شروع شد هر....اومد سراغم و باز شروع شد هر شب ادامه داشتو من از اینکه مادرم سرزنشم کنه بهش نمیگفتم تا اینکه بعد یه هفته اون موجود منو میزد مثل اینکه یه نفر با یه چوبی کلفت میزنه به پشت رونم و من فرداش میدیدم که سیاه شده دیگه نتونستمو به مادرم گفتم و بازم گشتیم دنبال همون خانوم که موفق نشدیم همسایه ها میگفتم یه ساله از اینجا رفتن هیچکدوم هم باهاشون ارتباط نداشتو نمیدونست مکان جدیدشونو ما دست از پا برگشتیمو من هر روز از ترس شب نمیخوابیدم تاریک شدن هوا برام یه کابوس شده بود چند تا دعا نویس دیگه هم بردن بعدش ولی هیچکدوم نتونستن کاری کنن و پول زیادی هم ازمون تیغ میزدن ولی اون اذیت ها هنوز وجود داشت ولی هر شب نه هفته ای یه بار یا دو هفته یکبار که تا الانم ادامه داره و واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم به خدا همه چی برام بد میشه اتفاقای بد تغییر ناگهانی اخلاق و رفتارم منی که همیشه میخندیدم شدم یه ادم افسرده که بیشتر اوقات به حال خودم گریه میکنم لطفا اگه میتونید کمکم کنید.    

    1-27398

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2019-02-16 11:25:49
0

22

2500
  • فیلم ترسناک Return to Babylon 2013 (بازگشت به بابیلون)

    فیلم ترسناک Return to Babylon 2013 (بازگشت به بابیلون)

    1-22205

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

2019-01-12 22:16:16
0

22

2500
  • تسوتومو میازاکی

    تسوتومو میازاکی در 21 آگوست 1969 در توکیو متولد شد. او بدلیل یک مشکل ژنتیکی دچار نقص عوضی بسیار کوچک اما ترسناک بود که بعدها به زمینه ی فکری قتل هایش تبدیل شدند، در این مشکل خاص مچ دست های او بدون مفصل بوده و مستقیما به پنجه ی دستش وصل شده بودند که این به آن معنی است که تسوتومو میازاکی نمیتوانست تمام دستش را حرکت دهد. در دوران مدرسه اما این مشکل برای او آنچنان که بعدها خودش مدعی شد مشکل ساز نبود. او در دوران ابتدایی و تا نزدیکی آخرین مراحل تحصیلی خود همواره نمراتی بالا داشت اما در سال های آخر تحصیل نمرات و سطح تحصیلی او به شکل شدیدی افت کردند و او از میان 56 دانش آموز تنها توانست رتبه ی 40 را به خود اختصاص دهد و به همین دلیل از راه یافتن به دانشگاه “میجی” که او قصد داشت با وارد شدن به آن زندگی خود را به عنوان معلم انگلیسی ادامه دهد بازماند. تسوتومو میازاکی در سال 1984 برای زندگی نزد خانواده ی خود بازگشت و مجبور به زندگی در اتاق خواهر بزرگتر خود شد و با وجود اینکه خانواده ی پدری او از نسل ها قبل در کار چاپ و تولید روزنامه بودند خود او هیچ علاقه ای به این موضوع نداشت. بر اساس گفته های تسوتومو میازاکی پس از دستگیری در این دوران به دلیل نبودن علایق فکری و احساس مورد بی مهری قرار گرفتن به وسیله ی والدین او قصد خودکشی را نیز داشت. تسوتومو میازاکی در این دوران نه از طرف پدر و مادر و نه از طرف خواهرانش هیچ توجهی را دریافت نمیکرد و تنها کسی که به او علاقه ای نشان میداد پدربزرگش بود که در سال 1988 از دنیا رفت تا میازاکی وارد برهه ای بسیار شدید از افسردگی و بیماری های روانی شود. بعدها مشخص شد که تسوتومو میازاکی برای به همراه داشتن ابدی پدربزگش مقداری از خاکستر جسد او را خورده بود. مدتی بعد میازاکی به دلیل نگاه کردن به خواهرش در شرایطی بد دچار درگیری شدیدی با خانواده اش شد و در نهایت مجبور به ترک آن منطقه گردید. دراکولای ژاپن، تسوتومو میازاکی قتل ها تسوتومو میازاکی در سال های 1988 تا 1989 چهار دختر بچه را به قتل رساند، با اینحال موضوعی که پرونده ی او را بسیار جنجالی و وخیم میکرد اعمال و کارهایی بود که او روی اجساد این کودکان انجام داده بود. تسوتومو میازاکی علاوه بر تکه تکه کردن اجساد این کودکان به آنها تجاوز کرده، خون آنها را نوشیده و قسمتی از دست یکی از قربانیانش را خورده بود و تمام این جنایات در کشوری اتفاق میوفتاد که تا آن زمان تنها 3 قاتل کودک در آن دستگیر شده بودند. در 22 آگوست 1988 و یک روز پیش از جشن تولد 26 سالگی تسوتومو میازاکی او دختر بچه ای 4 ساله بنام ماری کانو را دزدید. او پس از دزدیدن دخترک و بردن او به نقطه ای دورافتاده او را به قتل رساند و سپس به او تجاوز کرده و در نهایت با برداشتن لباس هایش جسد او را زیر یک پل رها کرد. تا این زمان پلیس موفق به یافتن جسد ماری کانو نشده بود و تسوتومو میازاکی پس از مدتی و در حالی که جسد در حال فاسد شدن بود برای برداشتن پا و قسمتی از دست او بازگشت. (این دست و پا بعدا در کمد شخصی او پیدا شدند). او در نهایت قسمتی از استخوان های ماری کانو را سوزانده و به همراه بخشی از وسایل شخصی او برای خانواده اش ارسال کرد. در 3 اکتبر 1988 او دختر هفت ساله ای بنام ماسامی یوشیزاوا را دزدید. تسوتومو میازاکی او را به نقطه ای خلوت در یک پارکینگ برده و به عکس برداری از بدن برهنه ی او پرداخت و سپس او را به قتل رسانده و در نقطه ای دیگر رها کرد. میازاکی این بار نیز قسمت هایی از لباس و وسایل او را برای خانواده اش فرستاد. در 6 جون 1989 تسوتومو میازاکی دختر پنج ساله ای بنام آیکو نوموتو را دزده و بقتل رساند. میازاکی جسد او را به آپارتمان شخصی خود برده و تا دو روز به عکس و فیلم برداری از خود و این جسد در حالت های مختلف پرداخت و درنهایت زمانی که چسد رو به بو گرفتن رفت آنرا تکه تکه کرده و در نقطه ای خلوت رها کرد، او دست های این جسد را نزد خود نگه داشت و از خون و گوشت آن برای مدتی طولانی تغذیه کرد. آخرین مورد از قتلهای میازاکی اریکا نامیو نام داشت که دختری 5 ساله بود. جسد این دختر هرگز پیدا نشد و خود میازاکی نیز هرگز مدعی قتل او نشد هرچند تصاویری از او در عکس های ثبت شده بوسیله ی میازاکی پیدا شدند. دراکولای ژاپن، تسوتومو میازاکی دستگیری، محاکمه و اعدام در 23 جولای 1989 تسوتومو میازاکی در حالی که قصد دزدین یک دختر بچه را داشت مورد تعقیب پلیس قرار گرفته و مجبور به فرار به شکل باپرهنه شد و پس از ساعاتی برای برداشتن ماشین خود بازگشت که بلافاصله بوسیله ی پلیس دستگیر شد. در جستجوی پلیس در اتاق تسوتومو میازاکی بیش از 5 هزار ویدئو بدست آمد که بسیاری از آنها مربوط به قربانیان او میشدند. پس از دستگیری او و مشخص شدن عمق جنایات انجام شده شوک احساسی بسیار شدیدی تمام ژاپن را فراگرفت و بسیاری از مردم از نقاط مختلف این کشور برای حضور در دادگاه او به توکیو رفتند. بر اساس گفته های روانشناسان و تیم پلیس میازاکی از نظر هوشی در سطح متوسط قرار داشت و به طور کلی انسانی بسیار سرخورده و منحرف بود. تسوتومو میازاکی نیز بمانند بسیاری از قاتل های سریالی پورنوگرافی را یکی از عوامل اصلی علاقه مند شدن به اعمالش معرفی کرد هرچند این گفته ها دقیقا بمانند ادعاهای تد باندی از طرف بسیاری تنها راهی برای خریدن وجهه و زمان و یا مقصر نشان دادن چیزی دیگر معرفی شد. محاکمه ی میازاکی در 30 مارس 1990 آغاز شد و او در دادگاه بارها علت اصلی جنایات خود را مرد مورچه ای! و پورنوگرافی و البته دست معلول خود معرفی کرد و در نهایت در سال 1992 میازاکی از نظر عقلی و روحی مجنون تشخیص داده شد، با اینحال دادگاه و قاضی به هیچ وجه راضی به تغییر حکم او نبودند و در 14 آوریل 1997 او را به اعدام محکوم کردند هرچند این اعدام در سال 2001 و 2006 بوسیله ی دادگاه عالی ژاپن به تعویق افتاد. پدر میازاکی در سال 1997 خودکشی کرد و در نهایت تسوتومو میازاکی در 17 جون 2008 به وسیله ی طناب دار اعدام شد تا یکی از فاجعه بار ترین پرونده های جنایی تاریخ ژاپن برای همیشه بسته شود.

    1-21481

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/بببببببببببب_foodforfox_2020-03-23-18-10_58.jpeg
https://www.foodforfox.ir/fox_public/postimages/بببببببببببب_foodforfox_2020-03-23-18-10_58.jpeg

horror6

2020-03-23 22:41:56
0

0

64
  • داستان ترسناک بختک

    سلام و خسته نباشید ادمین برای من بارها اتفاقات عجیب واقعا ترسناکی موقع خواب پیش اومده که در مورد بختک یا فلج خواب هست من داستانم رو تعریف میکنم لطفا حتما داستانم رو داخل پیج قرا?...

    1-38710

READ MORE

https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg
https://www.foodforfox.ir/wp-content/uploads/2019/05/۲۰۱۹۰۳۲۷_۱۹۳۰۱۴.jpg

fox

2017-12-27 19:42:06
0

22

2501
  • large_a3788526-cf3f-4978-804b-c363a82df1f7

    1-3638

READ MORE

Login

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

Best Views

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند)

ازمایش دروازه ذهن (ارتباط با خداوند) در سال 1983، یک گروه از دانشمندان در جستجوی ارتباط با خداوند بودند. برای این کار آنها یک آزمایش به نام دروازه ذهن را آغاز کردند. آنها پیشبینی ک?

ترسا فیدالگو (روح مجازی)

ترسا فیدالگو (روح مجازی) شاید شما هم در اینستاگرام یا دیگر شبکه‌های اجتماعی با کامنت‌هایی عجیب مواجه شده باشید. کامنت‌هایی که در همان سطر اول، خبر از رخدادی عجیب و ترسن

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک)

موزه اد و لورن وارن (موزه ترسناک) موزه ماورا الطبیعه اد و لورن وارن (occult museum) ،قدیمی ترین و تنها موزه از نوع خود است این موزه معروف، صدها هزار بازدید کننده از سراسر جهان را

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

معرفی 13 فیلم که از دیدنش حالتان بد می شود

معرفی 13 فیلم که از دیدنش حالتان بد می شود فیلم‌های جنجالی و بحث برانگیز همیشه فیلم‌هایی هستند که مسائل جنسی، خشونت، مذهب، سیاست، همجنس بازی، نژادپرستی، مواد مخدر را به تصویر

فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)

فیلم ترسناک 1980 Cannibal Holocaust (کانیبال هولوکاست)   ژانر : ترسناک زمان : 58 دقیقه زبان : انگلیسی / اسپانیایی / ایتالیایی محصول : ایتالیا کارگردان : Ruggero Deodato ستارگ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم)

لیلیت کیست (نخستین زن حضرت آدم) داستان آفرینش در هر دینی به صورتی بیان شده است که انسانهای نخستین در همه آن ها آدم و حوا بوده اند اما نظریه متفاوتی نیز در اینباره وجود دارد که ا

فیلم ترسناک The Human Centipede 2009

فیلم ترسناک The Human Centipede 2009   ژانر : ترسناک زمان : 71 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : هلند کارگردان : Tom Six ستارگان : Dieter Laser, Ashley C. Williams, Ashlynn Yennie خلاصه داستان : دو دختر ج

درگاه دارک وب

کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را

والاک (72 شیطان در کتاب کلید سلیمان)

والاک (72 شیطان در کتاب کلید سلیمان) کلید سلیمان یک کتاب سحر معروف است که به طور نادرست به سلیمان نبی نسبت داده می‌شود. احتمال زیاد این کتاب به قرن 14 و 15 ایتالیا باز می‌گردد

فیلم ترسناک Nagina 1986 (ملکه مارها)

?گردان : Harmesh Malhotra ستارگان : Sridevi,Rishi Kapoor,Amrish Puri,Prem Chopra خلاصه داستان : راجیو (Rishi کاپور) که فرزند یه خانواده ثروتمند هست با مادرش در خانه اشرافی خود زندگی می کند.هر چند که او عاشق راجینی که یک دختر یتیم بی اصل و نصب است او می خواهد تا با دختری زیبا به نام ویجایا سینگ ازدواج کند که او تنها دختر تاکور آجی سینگ (پریم چوپرا) است ، وقتی ارجیو مادر خود را از قصد ازدواجش با راجینی مطلع میکند …